خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





یه متن جالب

    این رو یه جا خوندم خیلی خوشم اومد 

    اهسته در اینه ی شکسته به خود می نگرم...
    زندگی من هم مانند اینه به پایان خود رسیده...
    به ارامی مزه ی خونی که از دستانم می چکید را چشیدم،گرم اما تلخ...!!!
    شاید قاتل لحظه ها و ادم ها باشم...
    اما قاتالان من همان مقتولانم هستم...!!!
    اری زمان می گذرد و انسان ها می روند و می ایند...
    اما سال ها ست که مردم مرا زنده می دانند!!!
    من در حقیقت زنده ام اما در واقعیت مرده ام...
    دستانم سرد است و اثار خون را بر جا می گذارد...!!!
    بگذار زمان بگذرد...
    من که مرده ام ...
    پس بگذار شراب خونم را بنوشم...!!!


    این مطلب تا کنون 4 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : ,
    یه متن جالب

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر